خرید بک لینک
امروز یه خبر خیی خوش بهم رسید..

نورا چن تا پیام تو واتساپ برام فرستاده بود..

که اولین پیام یه عکس از یه نی نی خوشکل بود و زیرش نوشته بود اینم از آلاء خانم..

اونقدر ذوق زده شدم که بلافاصله شمارشو گرفتم هنوز زنگ دوم نخورده گوشی رو جواب داد با هیجان گفتم سلااااام مامان خانوووووم..

خنده ای کرد.. 

و توضیحاتی در مورد زایمانشو وضعیت دخترکوچولوش و .. داد..

هنوزم توی توصیفاتش رک هست و تیکه های بانمک خودشو میپرونه..

واسه همین کاراشه که نمیتونم باور کنم مامان شده..

ولی اونقدر ذوق زده ام ک خدا میدونه.. بهش گفتم وقتی خودتو نی نی جون گرفتین و حال و حوصله ی مهمون داشتین میام خونتون..

هرچند کیلومترها از هم فاصله داریم ولی دیدار بهترین دوستم که حالا مامان شده یه دنیا می ارزه..

رفیق بیخیال قدیم... دیگه مامان شدی.. یه مامان باخیال...

پ.ن: نمیدونم چرا روزای آف من انقدر زود میگذرن.. فردا صبح دوباره شیفتم  با همونایی ک اون روز باهاشون برخورد جدی کردم.. ب خودم حق میدم ک عصبانی شده باشم.. اما دلم هم نمیخواد اونا ب خاطر یه برخورد منو یه آدم بی اعصاب بدونن.. در مورد آقای میم هم عذاب وجدان گرفتم.. از طرفیم نگرانم روزای اینچارجیه من بخواد تلافی کنه.. خدایا ب خیر بگذرون..

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 22:16&nbsp توسط me  | 

برچسب: نویسنده: آبتین مرادیان تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت: 2:25

صفحه بندی